|
درباره وبلاگ مطالب اخیر
موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها آمار وبلاگ
____________________ ____________________ |*___تیك تاك___*| زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که:سالها به (اج بار) خواهیم خفت... مصاحبه اختصاصی با امپراتور دوربین ایران!از دست ندهید!
قبل از سوال اصلی کمی از خودت بگو. من حسین زمانی هستم. یک آدم عادی؛ هیچ فرقی با بقیه ندارم جز اینکه خیلی زیاد دوست دارم دیده شوم. اولینبار چند سال قبل از انقلاب بود که تصویر من حین عزاداری از تلویزیون پخش شد و از همانجا فهمیدم که علاقه زیادی دارم تا باز هم از رسانهها دیده شوم. تا امروز تقریباً سعی کردم در همه تجمعات و برنامههایی که در آنها راهپیمایی هم هست مثل تشییع جنازه یا استقبال و بدرقه یک آدم (البته آنهایی که از تلویزیون پخش میشود) شرکت کنم. به خاطر همین مردم لطف دارند و به من آقای دوربینی میگویند. شغلی هم داری؟ بله من کارمند یک اداره هستم اما آنها هم در جریان هستند که من به این کار توجه زیادی میکنم و اینها جزو شرایط کار من هست. من یک بار ازدواج کردم، اما همسرم با کارهایم مخالفت کرد و بعد هم جدا شد. راستش را بخواهید خیلیها از من انتقاد میکنند اما من نمیتوانم این کار را کنار بگذارم. من دیوانه این کار هستم. برای من خیلی مهم است که در تلویزیون نشانم بدهند. مشکلی از بابت دیده شدن ندارید؟ این کار به نظر میآید هزینهها و دردسرهای زیادی دارد! بله، اما عشق به این کار باعث شده که ادامه بدهم. تلویزیون حتی دستور داده که من را نشان ندهند اما اینقدر کارهایم را تکرار میکنم و روشهای مدرنی به کار میبندم که نتوانند این کار را انجام دهند. من برای خودم خیلی برنامههای تخصصی دارم. کارهایی میکنم که مجبور باشند من را حتما نشان دهند؛ حتی اگر نخواهند این کار را بکنند. من میتوانم در چند ثانیه جای خودم را عوض کنم و جلوی دید دوربینها قرار بگیرم. اگر جای دوربینها را عوض کنند، باز هم کاری میکنم که جلوی دوربین باشم. یعنی باور کنید اگر دعواهای برخی از فیلمبردارها نباشد، من همیشه در دید دوربین خواهم بود. انتظار داری آنها حواسشان به تو بیشتر باشد؟ بله، بالاخره من اولین نفری بودم که این ابتکار به ذهنم رسید. من تقاضا میکنم که من را زیاد نشان بدهند. اجازه بدهید مردم بیشتر من را ببینند. چه ایرادی دارد؟ من حتی از مردم میخواهم که راه من را ادامه بدهند. راستش من نه درس زیادی خواندم که معروف بشوم نه کس و کاری داشتم که معروف باشند. با این کاری که خودم انجام دادم، خیلی هم معروف شدم. چرا نباید انتظار داشته باشم که نشان داده بشوم؟ بحث ما ورزشی هم هست. چرا به استادیوم نرفتی؟ مثلا هر هفته بروی استادیوم و قاطی تماشاگران باشی. استادیوم که فایده ندارد. من اصلاً ورزشی نیستم و استادیوم رفتن هم کار من نیست. داخل استادیوم صدهزار نفر نشستند و بقیه داخل زمین هستند. من که نمیتوانم بروم وسط زمین. به خاطر همین باید برای تماشا بروم که حوصله این کارها را هم ندارم. مگر نگفتی متخصص دوربین هستی؟ راهش را پیدا میکنی بالاخره. بله. همینجا عشق دوربینیهای ورزشی را یک راهنمایی میکنم. دوربین طبقه دوم استادیوم، جلوی پای تماشاگران تنظیم شده. آنها میتوانند وقتی چراغ دوربین قرمز شد و مطمئن شدند که دوربین از بالا تصاویر را پخش میکند، جلوی دوربین بایستند تا چند ثانیه نشانشان بدهد. بیلبوردهای ورزشگاه هم البته میتوانند این کار را انجام بدهند برای طبقات دیگر. نه. بیلبوردها با تاخیر صحنهها را پخش میکند. یعنی وقتی یک تصویر از بیلبورد نشان داده میشود که دیگر زمانی نداری خودت را جلوی دوربین قرار بدهی. فایده ندارد! در مراسم ورزشی هم هیچوقت نبودی؟ خیلی فرصت نکردم وارد حیطه مراسم ورزشی بشوم چون خیلی زیاد هست. اما چند تا مراسم ختم و عزاداری بود که رفتم. این آخری، مراسم ختم ناصرحجازی هم دوست داشتم بروم چون شنیده بودم که داخل زمین برگزار میشود اما این هم نشد. البته بعداً فهمیدم که نمیشد داخل زمین رفت. دوربینها هم کسانی که اطراف خانواده بودند را نشان نمیدادند. راستی این را هم بگویم که بعد از بازیهای فوتبال هم زمان خوبی است که داخل کادر باشیم. شاید اگر کارت خبرنگاری داشتم حتماً میرفتم تا موقع مصاحبهها پشت آدمها باشم. قصد بازنشستگی هم داری؟ من تا وقتی که توان داشته باشم به این کار ادامه میدهم. دوربین یک نوع جاذبه خیلی قوی دارد که من نمیتوانم هیچوقت آن را کنار بگذارم. دست خودم هم نیست. دیده شدن در داخل کادر دوربین برای من یک اتفاق بزرگ هست و فکر میکنم همیشه هم به این کار ادامه بدهم. یک بار دیگر هم گفته بودم که وقتی داخل یک مغازه تلویزیونفروشی، مصاحبه من همزمان از 10تلویزیون بزرگ پشت شیشه مغازه پخش شد و مردم من را دیدند، انگار همه دنیا را به من داده بودند. فکر میکنم با این علاقه تا آخر عمرم به کار دوربینی ادامه بدهم. فقط اگر سنگاندازی نکنند و اجازه بدهند این کار را ادامه بدهم خیلی خوشحال میشوم.
ادامه مطلب نوع مطلب : طنز، عمومی، معرفی شخصیت، برچسب ها : شنبه 1 بهمن 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی
سلام.بعد از عمری بنده کامران شهیدی (م.س.ع) نشستیم یک سریال از تلویزیون این صدا و سیما ببینیم.یه دلیل آنکه دیروقت و بعد از وقت شام خانواده است ،همه می شینند و سریال تاثریا را می دیدند و من هم الکی الکی!نشستم این سریال را ببینم.الان چند وقت است که این سریال را دنبال می کنم و خیلی مسائل عجیب و غریب در این فیلم می بینم که در ذهنم این سئوال دائم پیش می آید که چرا دوستان سانسور اجاز ه پخش این سریال را داده اند. بروم سر اصل مطلب...چرا باید این طور نشان داده بشود که یک زن بیوه نمی تواند شوهر کند و وقتی شوهر می کند خیلی معذرت می خواهم مثل یک حیوان از همه می ترسد؟آیا این حرام کردن حلال خدا نیست؟خیلی از دوستان اشاره به عرف می کنند و می گویند که متاسفانه عرف ما این است!من همین جا می گویم این عرف ما بسیار بسیار غلط و مخالف با اسلام است.این سریال دائم با بزرگ کردن یک ازدواج یک زن بیوه دائم سعی در غلط خواندن این کار دارد... به خدا این فرهنگ یک بار در کل اسلام بوده که مردها فقط یک زن می توانستند داشته باشند و...که آن هم زمان خلیفه دوم(لع) بوده است.حلال خدا را حرام کرد.آیا صدا و سیمای ما باید تبلیغ این حرام و این فرهنگ غلط را بکند؟چرا چرا چرا؟بزرگترین و موثرترین فرهنگ سازی توسط تلویزیون است.همین تلویزیون الان دارد حلال خدا را حرام می کند.چرا نباید یک جور نشان داده بشود که یک زن بیوه نیاز هایی دارد که باید بر طرف شود و یک زن بیوه حداقل از خرج و مخارجش بر نمی آید و اگر زیر سایه یک مرد برود مشکلاتش بر طرف می شود؟چرا چرا چرا؟؟؟این مسئولین ما (قاق قاق) نشسته و هرچه می خواهد می شود... مورد بعد.همین مانده بود که به حجاب برتر زنان مسلمان به طور غیر مستقیم در تلویزیون سراسری حمله بشود که شد.خاک بر سر...از کارگردان تا هر چی مسئول مربوطه.علت قتل سرهنگ،چادر ثریا خانم شد که زیر پای ایشون بوده است و گیر کرده بود!!!!!!دیگر سکوت جایز نیست.کارد به استخوان من کامران شهیدی رسیده است.آیا نمی توانستند مثلا دمپایی یا فرش یا پارچه مانتو یا جوراب و... را بهانه کنند؟؟؟چرا چادر؟چرا چادر مشکی؟؟؟اگر کارگردان اشتباه کرده مسئولین باید متذکر شوند.گویا همه خوابند.در خواب عمیق.... چرا ثریا در این فیلم اصلا چادری است؟دو تا دختر کم حجاب با آرایش سنگین؛بعد مادرشان این چادری است؟؟؟آیا نمی شد که ثریا مانتویی باشد؟فقط یک نتیجه دارد آن هم:بی ارزش خواندن این مقدسات... اصلا این ثریا در این فیلم نفهم نشان داده می شود.درک نکردن پسرش که هزارتا نیاز از جمله ازدواج داره،روحیه دیکتاتوری،مغرور،یک دنده و...چرا یک خانم چادری را اینطور نشان دادند؟چرا چرا چرا؟؟؟ سریال ها و فیلم های بی خود و بی محتوا با کارگردانی یک عده نادان و احمق!هرچی خانم چادری را که نشانه گرفته اند.از دروغ گو بودن:جدایی نادر از سیمین!گدا و بی خود بودن!محتاج خانم های سانتال مانتال با کلاس بی حجاب بودن!فحش خور همین سانتال مانتال ها و پولدار ها بودن،ذلیل بودن و...همه ی شما بهتر از من دیده اید... چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟از رسانه ی ملی تا سینما ها همه در حال حمله به مقدسات هستند و یک نفر نیست جلوی این توهین ها را بگیرد.این مسئله مثل یک تیغ در گلوی من کامران شهیدی گیر کرده است.در امریکا تبلیغ علیه اسلام با کلمه تروریست می کنند در اینجا با فرهنگ سازی و جنگ نرم فرهنگی که تا مغر استخوانمان نفوذ کرده است. می بینید... دوستان!بزرگواران!به خدای لاشریک؛برادران معتقد و خانم های محجبه به چادر و... در جامعه ما این طور نیستند که این تلویزیون و سینما نشان می دهد.یک عده همیشه خلاف جریان آب شنا می کنند ولی غالبا این افراد بافضیلت و با کرامت و... هستند. و در آخر؛متاسفم..................... نوع مطلب : مقاله علمی، برچسب ها : دوشنبه 26 دی 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی
تصاویر گویاست!!!... سه تصویر اول:علی کریمی که الگوی بسیاری از جوانان این مملکت است زمانیکه تیمش می بازد و قاطی می کند به داور و مسئول و غیره کاری ندارد و فحش ناموس و ... به طرف می دهد و می رود که کتک بزند که 10نفر جلویش را می گیرند.این از این آقا... تصویر بعدی متعلق به کاپیتان های دوم و سوم پرسپولیس...بدون شرح!!! تصویر بعدی مشخص است.علی پروین.فکر نکنم کسی از شاگردهای ایشون کتک و فحش نخورده باشد...همه به این قضیه اعتراف کرده اند.این هم از علی پروین که سلطان فوتبال این مملکته...ماشاءالله مراعات دوربین و برنامه زنده برای ایشون تعطیل است.کارش را می کند... و اما امیرقلعه نوعی...او هم اگر ناراحت شود جلو و پشت دوربین مثل کریمی و شیث و پروین و... ندارد.راحت کارش را انجام می دهد...فحش و ناسزا و توهین ... مایلی کهن!او که دیگر نوبر است...وی از ادبیاتی و فحش هایی استفاده می کند که نسل ما جوان ها این فحش ها را نمی فهمند.فحش ها برای قبل انقلابه...ایشون هم معلوم الحال و در عین حال مدعی برترین اخلاق!!! حالا جان من چه توقعی باید ازتماشاگران داشت؟؟؟ نوع مطلب : مقاله علمی، ورزشی، برچسب ها : دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی
یکشنبه 20 آذر 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی
آنتوان بارا: اگر حسین از آن ما بود،در هر سرزمینى براى او بیرقى برمى افراشتیم و در هر روستایى براى او منبرى بر پا مى نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا مى خواندیم
چارلز دیکنز: اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته هاى دنیایى بود، من نمى فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم مى نماید که او فقط بخاطر اسلام،فداکارى خویش را انجام داد
مهاتما گاندی: تکامل و پیشرفت اسلام نه به خاطر استفاده از شمشیر بلکه بخاطر فداکاری امام حسین است. من از حسین آموختم چگونه به پیروزی دست پیدا کنم درحالیکه مظلوم واقع شده ام تیک تاک:این حسین کیست که همه عالم دیوانه ی اوست... نوع مطلب : ورزشی، عكس، برچسب ها : یکشنبه 20 آذر 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی
آیا شنونده های این نوازنده آدمند یا خانه!!!؟ به ادامه مطلب بروید و تعجب کنید... ادامه مطلب نوع مطلب : عكس، عمومی، برچسب ها : یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی
در ٤ سالگى: موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار
در ٦ سالگى: موفقیت عبارت است از ... پیدا ردن راه خانه از مدرسه
در ١٢ سالگى: موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست
در ١٨ سالگى :موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى
در ٢٠ سالگى:موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه
در ٣٥ سالگى: موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ٤٥ سالگى :موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ٥٥ سالگى: موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ٦٠ سالگى: موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه
در ٦٥ سالگى :. موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى
در ٧٠ سالگى: موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست
در ٧٥ سالگى : موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه
در ٨٠ سالگى :موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار نوع مطلب : طنز، برچسب ها : یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی
چرخ هواپیما در زمان فرود در فرودگاه امام خمینی(ره) باز نشد.هواپیما از مسکو پرواز کرده بود.امکانات کم در فرودگاه امام کاپیتان را مجبور کرد که خودش را به فرودگاه مهراباد برساند.وی هواپیمای بوئینگ 727 را به مهراباد رساند.در هنگام فرود چرخ های عقب باز بود ولی خبری از چرخ جلو نبود.کاپیتان با هنرش مثل آب خوردن و بدون هیچ مشکلی هواپیما را با دو چرخ در فرودگاه کم امکانات مهراباد نشاند. اما اگر این کاپیتان در خارج بود...نشان ملی،نشان شجاعت،نشان....پول ،امکانات،شهرت و...همه چی برایش همراه بود اما اینجا از این کارها خبری نیست...اینجا اگر هواپیما را فرود آوردی که هیچ اما اگر فرود نیاوردی مثل کاپیتان مرحوم شده c130 کاپیتان مقصر است و به خانواده اش فشار می آورند و خانواده اش تا عمر دارند باید خجالت بکشند... کاپیتان هوشنگ شهبازی ما از شما به خاطر نجات جان هموطنانمان و صرف جویی در هزینه یک هواپیما بوئینگ727 تشکر می کنیم.درست است بضاعتی به عنوان وبلاگ نویس نداریم اما زبان تشکر کردن را داریم و خدا این لطف را از ما نگرفته است.معلوم نیست شما جان چند سرپرست خانواده و فرزند خانواده و یا مادر خانواده و یا امید خانواده ای را نجات دادید... کاپیتان و کادر پروازی!دمتان گرم،گل کاشتید...ان شاءالله خیر دنیا و آخرت ببینید...این کارها با پاداش دنیوی جبران نمی شود...خدا خیرتان بدهد.مرسی... کاپیتان این آخر یک خواهش دارم:جان من شما بمانید و به خلبان های جوان این هنر را یاد بدهید و نروید.مطمئنا پیشنهادهایی به شما از ایرلاین های بین المللی خواهد شد؛اما شما بمانید و جزو فرار مغزی ها نشوید... برای سلامتی کاپیتان هوشنگ شهبازی صلوات بفرستید... نوع مطلب : مقاله علمی، عمومی، معرفی شخصیت، برچسب ها : سه شنبه 17 آبان 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی
سه شنبه 17 آبان 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی
متاسفانه در بین روز عرفه و عید قربان،شهادت آقایی گم شده است.آقایی که نه تنها در کوفه بلکه الان در میان ما شیعه ها هم غریب است.رادیو و صدا وسیما به همه چیز توجه می کنند جز به اولین شهید کربلا.شهیدی که در غربت یک شهر دوره شد و با نیرنگ مردمان بی صفت قاتلش شدند. شهیدی که کربلایی ها برایش عزاداری کردند و خود آقا امام حسین(ع) دختران کوچکش را به آغوش گرفت و دلداری داد.بله این شهید مسلم ابن عقیل(ع) است.الان هم مسلم غریب و بی یارو یاوره.صدا و سیما و رادیوی ما حداقل نکرده یک نوحه و یا یک ذکر مصیبت مسلم (ع) بگذارند.رابطه مستقیم به مشعر و عرفات می زنند اما یادی از اولین شهید کربلا نمی کنند. فقط حرف می زنیم که ما مردم اهل کوفه نیستیم.بله هستیم.خوب هم هستیم....فقط ادعایش را داریم.... یا اباعبدالله(ع) __ یا صاحب الزمان(عج) شرمنده ایم... {{{"""وقتی مسلم را به نزد عبید الله کشان کشان می بردند ،او مقاومت کرد وبا شمشیر تعدادی از مهاجمان را کشت. وقتی خواست برادر زاده اشعث بن غیث را بکشد.او از مسلم امان خواست.مسلم بن عقیل او را نکشت. مسلم در حال رفتن از معرکه بود که او را بالاخره دستگیر کردند. مسلم از این فرد که امان خواسته بود تقاضا کرد خبر نامردی کوفیان را به امام (ع) خبر دهد. او پیامیی به این مضمون برای امام (ع) فرستاد: پدر ومادرم به فدایت این مردم همان هایی هستند که پدرت آنها را با نبودنش در بینشان نفرین نمود.اینها همان ها هستند که برادرت را در سپاه جنگ با معاویه تنها گذاشتند. برگرد که آنها به تو وفادار نیستند."""}}} نوع مطلب : مقاله علمی، مذهبی، برچسب ها : یکشنبه 15 آبان 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی
|